چگونه شاهنامه بخوانیم

چرا سفرنامه بخوانیم؟

در این مقاله می‌خواهیم بررسی کنیم چرا سفرنامه بخوانیم؟ فواید خواندن سفرنامه‌ها چیست؟ و چند سفرنامه معروف و زیبا را به شما معرفی می‌کنیم.

سفرنامه چیست؟ و فواید خواندن سفرنامه چیست؟

سفرنامه به نوعی گزارش نویسنده در مورد آنچه از اوضاع شهرها و سرزمین هایی که به آن سفر کرده است را شرح می‌دهد.
این اطلاعات می تواند شامل مواردی از جمله آداب و رسوم، آب و هوا، مذهب، اقتصاد، موقعیت جغرافیایی، مراکز دیدنی و… باشد.
در اینجا می‌خواهیم ببینیم سفرنامه یعنی چه و چه مزایایی دارد و اینکه آیا این جمله که می‌گویند با کتابها می‌شود سفر کرد درست است یا نه؟

چند مزیتی که خواندن سفرنامه‌ها برای ما دارد که باعث می شود بدانیم چرا سفرنامه بخوانیم؟ این است:

  • وقتی امکان سفر نداریم و نمیتونیم بریم سفر خواندن سفرنامه تا حدی می‌تواند حال ما را خوب کند.
  • ما با خواندن سفرنامه ها چیزهایی را می آموزیم که در سفر به کارمان می‌آید و می‌تواند سفر ما را غنی تر کند.
  • سفرنامه‌ها می‌توانند ما را با آداب و رسوم ، عقاید، فرهنگ، تاریخ، اقتصاد و…هر جامعه آشنا کند.
  • مثلا خواندن سفرنامه‌های تاریخی بسیار جذاب تر از کتاب تاریخی است و ما را با تاریخ زمان نویسنده آشنا می‌کند.

کدام سفرنامه را بخوانیم؟

اینکه چرا سفرنامه بخوانیم؟ و کدام سفرنامه را بخوانیم نیازمند این است سفرنامه ها را بشناسیم. در اینجا چند نمونه سفرنامه خوب داخلی و خارجی را برای آشنایی و مطالعه شما معرفی می‌کنیم.

سفرنامه های ایرانی

  • سفرنامه ناصرخسرو
  • سفرنامه حاجی سیاح محلاتی
  • سفرنامه میرزا صالح شیرازی
  • سیاحت نامه ابراهیم بیگ
  • سفرنامه برادران امیدوار
این مطلب را هم بخوانید
کتاب تفکر سریع و کند

سفرنامه غیر ایرانی

  • مارکوپولو
  • ابن بطوطه
  • ابن فضلان
  • ماژلان
  • سانسون
  • ژان شاردن

سفرنامه نویسان معاصر ایرانی

در بین کسانی که سفرنامه نویسان معاصر می توان به دکتر محمد علی اسلامی ندوشن، دکتر منوچهر ستوده و دکتر باستانی پاریزی اشاره کرد. خواندین این سفرنامه ها پاسخ خوبی برای این سوال است که چرا سفرنامه بخوانیم؟

بریده ای از سفرنامه ناصرخسرو

در اینجا برای آشنایی با سفرنامه گزیده ای از کتاب سفرنامه ناصر خسرو که گزارش سفر هفت ساله خود را که از مرو آغاز و در بلخ به پایان رسید را با هم می خوانیم:

شبی در خواب دیدم که یکی مرا گفت: چند خواهی خوردن از این شراب که خرد را از مردم زایل کند؟ اگر به هوش باشی بهتر. من جواب گفتم: حکما جز یان چیزی نتوانستند ساخت که اندوه دنیا کم شود.

جواب داد: بیخودی و بیهوشی راحتی نباشد، حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را بیهوشی رهنمون باشد، بلکه چیزی باید طلبید که خرد و هوش را به افزاید.

گفتم که من این را از کجا آرم؟ گفت:جوینده یابنده باشد، پس به سوی قبله اشارت کرد و دیگر سخن نگفت. چون از خواب بیدار شدم آن حال تمام بریادم بود بر من کار کرد و با خود گفتم از خواب دوشین بیدار شدم باید که از خواب چهل ساله نیز بیدار گردم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 3 =