خواب باران

25,000 تومان

«خواب باران» رمانی از وجیهه سامانی (-۱۳۳۵)، نویسنده معاصر است که با نثر و بیانی لطیف و روان، و نگاهی واقع‌بینانه به مسائل اخلاقی و اجتماعی جوانان، تلاش می‌کند در پس قصه‌ای عاشقانه، تعریفی درست و واقعی از سرنوشت و قضا و قدر ارائه کند و مرز باریک میان تردید و ایمان را به‌درستی به تصویر بکشد

تعداد خریداری شده از این کتاب تا کنون: 0

خواب باران
خواب باران

25,000 تومان

شناسه محصول: 24409 دسته: برچسب: ,




خواب باران رمانی از وجیهه سامانی است که تلاش می‌کند تعریفی درست و واقعی از سرنوشت و قضا و قدر ارائه کند و مرز باریک میان تردید و ایمان را درست به تصویر بکشد.

کتاب خواب باران رمانی اجتماعی و عاشقانه که توسط انتشارات کتابستان معرفت در ۲۰۰ صفحه به چاپ رسیده است. این، رمانی از وجیهه سامانی (۱۳۳۵)، نویسنده معاصر است که با نثر و بیانی لطیف و روان، و نگاهی واقع‌بینانه به مسائل اخلاقی و اجتماعی جوانان، تلاش می‌کند در پس قصه‌ای عاشقانه، تعریفی درست و واقعی از سرنوشت و قضا و قدر ارائه کند و مرز باریک میان تردید و ایمان را به‌درستی به تصویر بکشد

خلاصه‌ای از کتاب خواب باران

اگر تصمیم به خرید کتاب خواب باران را دارید بد نیست خلاصه آن را بخوانید. داستان سرگذشت تلخ زندگی دختری به نام هما را روایت می کند. هما شخصیت اصلی داستان دختری است که از بخت بدش در یک خانواده معتاد و با پدری که گرفتار اعتیاد است و رفتارهای ناپسند دارد که زندگی همه اعضای خانواده اش بخصوص هما را تحت تاثیر قرار می دهد.
هما بعد از ورود به دانشگاه با پسری به نام امیر آشنا می شود و قصد ازدواج با هم دارند. اما هما به دلیل اعتیادش به مواد مخدر از رسمی کردن خواستگاری و رابطه اش با امیر طفره می رود. و با خودش اتمام حجت می کند که اعتیادش را ترک کند بعد وارد زندگی مشترک شود. اما با تمام تلاش هایی که در این زمینه می کند نمی تواند به تنهایی از پس این کار بربیاد.
تصمیم می گیرد با مادرش این مسئله را در میان بگذارد. تا به او کمک کند و بتواند از شر اعتیاد خلاصی یابد. مادرش با شنیدن این مسئله نمی تواند خود را کنترل کند و او را به باد کتک می گیرد زیرا خودش زخم خورده چنین مشکلی در زندگی اش بود.
هما که تحمل خود را از دست می دهد از خانه بیرون می رود و زمانی که به خانه بر می گردد با جسد نیم سوخته مادرش رو به رو می شود و همه دنیا مقابل چشمانش تیره و تار می شود تا اینکه او را به بازپروی می برند و از طرفی امیر هم که همیشه همراه او بود پشتش را خالی می کند و تمام این اتفاقات ناگوار دست به دست هم می دهند و او نا امید از همه چیز و همه کس حتی لطف خدا می شود و تصمیم به خودکشی می گیرد و رگ دستش را می زند. اما غافل ازینکه زندگی روی دیگری دارد و سرنوشت اتفاق های خوبی را برای او رقم زده است…
در این کتاب در مقابل شخصیت منفی و تیره پدر هما شخصیت تاثیرگذار دیگری به نام حسام وجود دارد که خود برادر شهید است و هما را از مسیر نادرستی که گرفتار آن است نجات می دهد و…
کتاب خواب باران رمانی است که به نثری روان و دلنشین نوشته شده است. و به یکی از معضلات مهم جامعه که فقر فرهنگی و اقتصادی می پردازد و پیامدهایی که برای خانواده و جامعه می تواند در پی داشته باشد پرداخته است.

خرید کتاب خواب باران را توصیه می کنیم به…

خرید کتاب خواب باران به کسانی که علاقمند به رمان های اجتماعی و عاشقانه هستند پیشنهاد می شود.

درباره نویسنده کتاب خواب باران

وجیهه سامانی نویسنده معاصر متولد ۱۳۵۵ در تهران. دارای کارشناسی زبان و ادبیات فارسی. او در سال ۱۳۸۵ رتبه اول جشنواره مطبوعات وزرات ارشاد را دریافت کرد. کتاب”عروس آسمان” برگزیده جشنواره طبیب غنی پور و رمان “آن مرد با باران می آید” برگزیده جشنواره داستان انقلاب حوزه هنری شد.
از دیگر آثار او: بادکنک ها، عروس آسمان، بخوان به نام مهر، مثل یک رویا و…

گزیده ای از کتاب خواب باران

حسام مثل هر شب نشسته بود روی ایوان. دور و برش پر بود از برگه‌های نوشته شده به خط بریل. تکیه به پشتی، چایش را جرعه‌جرعه می‌نوشید و به صدای ممتد جیرجیرک‌ها و قل‌قل ریزش فواره‌ی وسط حوض گوش می‌داد. چایش را که سر کشید، دست کشید و برگه‌ای از روی زمین برداشت و با سرانگشتان، خطوط برجسته‌اش را لمس کردعزیزخانم هم که تازه شستن ظرف‌ها را تمام کرده بود، برق آشپزخانه را خاموش کرد و به طرف ایوان رفت. قبل از اینکه پرده‌ی توری آویخته پشت در ایوان را کنار بزند، کمی مکث کرد و به حسام خیره ماند. آرامش و لبخند ملایمی که روی صورت حسام نشسته بود، حالش را خوش کرد. هنوز قدم به ایوان نگذاشته بود که صدای بلند برخورد شیئی به در آهنی حیاط، سکوت شب را شکست.

حسام دستپاچه سرش را رو به مادر بالا گرفت: «چی بود؟«

قلب هما به شدت ضرب گرفته بود. محکم و با سروصدا به درودیوار سینه اش میکوبید و همه ی بدنش را به لرزه انداخته بود. زبانش مثل نمدی خشک به سقف دهان چسبیده بود. بغض سوزانی که روی قفسه ی سینه اش سنگینی می کرد و راه نفسش را بند آورده بود، کم کم در دست ها و شانه ها و تمام پشتش منتشر می شد. حالا چشمانش هم به سوزش افتاده بود و چانه اش میلرزید. چندبار پشت سرهم و به سرعت پلک زد تا مانع ریزش اشک شود، اما ناگهان داغی اشک بافشار از چشمانش بیرون زد و روی شیب گونه هایش جاری شد. دیگر توان ایستادن نداشت. پاهای لرزانش خم شد و کف ایوان زانو زد.
عزیزخانم به طرفش دوید. کنارش نشست و دستش را دور شانه اش حلقه کرد. قبل از اینکه حرفی بزند، هما خودش را در آغوشش رها کرد و بلند گریه سر داد.
صدای گریه ی هما که در تمام ایوان و صحن حیاط پیچید، حسام نفس راحتی کشید. از برزخ تردید و نگرانی بیرون آمده بود. تیرش مستقیم خورده بود به هدف؛ درست وسط نیمه ی روشن قلب هما.
هما آن قدر گریه کرد که سرشانه ی پیراهن عزیزخانم، از اشک چشمانش خیس خیس شد.(صفحه ۷۳)

نوع طرح جلد

شومیز

قطع

رقعي

شابک

978-600-8460-20-6

نوبت چاپ

تابستان 1397 -سوم

تعداد صفحه

200

موضوع

نویسنده

ناشر

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی
چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی
چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی
چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی
چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی

خرید این محصول را پیشنهاد می کنید ؟