کتاب نا

43,000 تومان

نام کتاب: نا
نویسنده: مریم برادران
قطع: رقعی
شابک: 978964586828

تعداد خریداری شده از این کتاب تا کنون: 0

کتاب نا
کتاب نا

43,000 تومان




کتاب نا نوشته ی مریم برادران که توسط انتشارات دارالصدر به چاپ رسیده است. این کتاب به زندگی و سرگذشت سید محمد باقر صدر می پردازد.

معرفی کتاب نا

کتاب نا در ۱۶ فصل نوشته شده است که نخستین چاپ آن در آبان ۹۹ وارد بازار شد و کمتر از سه ماه به چاپ ششم رسیده است.
“نا” در عربی به معنای ما و یادآور سه گانه ی شهید صدر به نام های فلسفتنا، اقتصادنا، مجتمعنا می باشد.
در ابتدای کتاب نا بعد از مقدمه و پیش گفتار با شجرنامه و سال نگاشت زندگی سید محمد باقر صدر رو به رو می شویم.
در لابه لای کتاب عکس هایی از شهید صدر در جمع دوستان ، خانواده و کلاسهای درسشان می بینیم.

کتاب نا به قلمی ساده و روان نوشته شده است و در نگارش این کتاب از سخنان و گفتارهای همسر ایشان و خانواده و اطرافیان و هم چنین دیده و شنیده هایی در مورد زندگی شهید صدر می بینیم.
روایت کتاب بسیار واقعی، زنده و با جزئیات بدون هرگونه اغراق و بزرگ نمایی بیان شده است.
آشنایی با اخلاق حسنه و سعه ی صدر ایشان در زندگی می تواند بسیار ستودنی و الگو پذیر باشد. و در نوع خود می توان آن را کتاب کم نظیری معرفی کرد.

آشنایی با سبک زندگی بزرگان شیعه از جمله شهید صدر می تواند بسیار تاثیر گذار هم از جهت ارتقای فردی وهم فرهنگی باشد.

گزیده کتاب

در اینجا برای خرید آنلاین کتاب نا گزیده ای از کتاب را با هم می خوانیم:

” محمدباقر از آیت الله خویی خواست تا حداقل تا قبل از سفر، حکمی بدهد که جلوی اخراج طلبه ها را بگیرد.

استاد هم، به خاطر اعتمادی که که به محمد باقر داشت، گفت که از قول او بگوید که حکم است سفر طلبه ها حرمت دارد و تا پایان درسشان موظف اند در نجف بمانند.
محمد باقر اصرار کرد که استاد خودش بنویسد که دستخط او حجت باشد. سر آخر با خیالی آسوده دست استاد را بوسید و بیرون آمد.
سرنوشت حکم مکتوب چه شد؟

آن روزها محمد باقر مانند عزاداری بود که در هر خداحافظی با شاگردانش چندسال پیرتر می شد و مثل مادری داغ دیده اشک می ریخت.

گاهی به مقبره ی آل یاسین پناه می برد. خاطره ها پیش چشمش زنده می شدند و جای خالی سید نورالدین، شیخ عباس و شیخ علی را می دید.

پس از آن دلخوش به نامه هایی بود که برای آنها می نوشت یا نامه هایی که از آنها به دستش می رسید. انگار بوی آنها را بایش آرده باشند، نامه ها را می بوسید و بر چشم می گذاشت.
می گریست و می خواند، آنقدر که دوات نامه با اشک چشمش می آمیخت. بارها می خواند و جوابشان را می نوشت.

نویسنده

ناشر

قطع

رقعي

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی
چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی
چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی
چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی

خرید این محصول را پیشنهاد می کنید ؟

دوازده − ده =