کتاب دعبل و زلفا | خرید کتاب دعبل و زلفا | دعبل و زلفا | کتابفروشی آنلاین جریان کتاب
ارتباط سریع و آسان در واتساپ

کتاب دعبل و زلفا

۵۰,۰۰۰ تومان

به‌زودی موجود می‌شود

کتاب دعبل و زلفا سرگذشت شاعری معروف به نام دعبل است. اثر روایتی عاشقانه از آشنایی و زندگی پر فراز و نشیب دعبل خزاعی، شاعر اهل بیت علیهم السلام و همسر سازش ناپذیرش زلفا.

🎁 امکان خرید کتاب با تخفیف (کلیک کنید)

👌 بیش از 7هزار عنوان کتاب

🚚 ارسال رایگان کشوری برای خرید بالای 150/000 تومان

☝ امکان تأمین کتاب به‌صورت عمده

✅ فعالیت با مجوز و قانونی

کتاب دعبل و زلفا سرگذشت شاعری معروف به نام دعبل است. دعبل خزاعی جوانی خوش بر و رو با موهایی بلند و اندامی قدرتمند و مقتدر، سر راه زلفا قرار می‌گیرد با آن چشمان نافذ و جبروت و نازش و وقارش. این کتاب، روایتی است عاشقانه از آشنایی و زندگی پر فراز و نشیب دعبل خزاعی، شاعر اهل بیت علیهم السلام و همسر سازش‌ناپذیرش زلفا.

معرفی کتاب دعبل و زلفا

حجت‌الاسلام مظفر سالاری، نویسندۀ رمان رویای نیمه‌شب است. مقام معظم رهبری این اثر را تقدیر کرده‌اند. رؤیای نیمه‌شب به چاپ شصت‌وهفتم رسیده است و انتظار داریم دعبل و زلفا هم به این موفقیت دست پیدا کند.
در کتاب دعبل و زلفا مقاطعی از زندگی دعبل در زمان امام موسی کاظم علیه السلام و امام رضا علیه السلام در قالب داستان بررسی شده است.

خلاصه کتاب دعبل و زلفا

دعبل در حق‌گویی زبان تیزی دارد. او در سفری، عاشق زلفا، کنیزی شیعه و زیباسیرت و زیباصورت، می‌شود. او می‌کوشد تا به معشوقش برسد.
حتی در این عشق دست از نماز می‌شوید، به شراب رو می‌آورد و شعرهای عاشقانه می‌سراید.

دعبل با این اشعار به قصر موصلی و هارون راه پیدا می‌کند و با آن‌ها هم‌نشین و درنهایت، به وضع رقت‌انگیزی گرفتار می‌شود.
یکی از یاران امام موسی کاظم علیه السلام به نام ابن یقطین، او را نجات می‌دهد و زلفا را با ترفندهایی از چنگ موصلی بیرون می‌کشد و… .

گزیده کتاب دعبل و زلفا

دعبل دست‌ها را بر سر گذاشت و شگفت‌زده گفت: باورم نمی‌شود! او اینک نزد شماست؟
ابن‌یقطین گفت: «افسوس که حاضر نمی‌شود با پیرمرد مریضی چون من ازدواج کند! چاره‌ای نیست جز آنکه به عقد تو درآید؛ البته اگر به ازدواج با تو راضی باشد!
دعبل با لکنت پرسید: «او کجاست؟»

ابن‌یقطین برخاست و بقچه را از روی طاقچه برداشت.
– او اینجاست. در خانۀ کناری.
دعبل به سجده افتاد. سراپا می‌لرزید.
سر بلند کرد و پرسید: «تنها رهایش کرده‌اید؟»
– چند بانو همراهش هستند.
ابن‌یقطین به گاریچی اشاره‌ای کرد. او رفت.

دعبل خواست به‌دنبال گاریچی برود که مبیح دستش را گرفت.
– این‌قدر عجول نباش! باید کسی به استقبالش برود.

نوبت چاپ

چهلم

نویسنده

موضوع

قطع

رقعي

تعداد صفحه

332

نوع جلد

شومیز

ناشر

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب دعبل و زلفا”