لطفاً سفارشی ثبت کنید و در ازای آن امتیاز دریافت کنید.

نرخ تبدیل :1,000 تومان = 1 امتیاز

کتاب هفته چهل و چند

34,000 تومان

هفته‌ی چهل و چنداز مجموعه‌ی «روایت تجربه»، ناداستان‌هایی از پست و بلند تجربه‌های مادران امروز است. دل‌مشغولی‌های شیرین، هراس‌انگیز و درخورِ تأملی که بسیاری از زنان و مردان دنیا را به هم نزدیک و پشت‌گرم می‌کند.

اگر به روایت‌نویسی و روایت‌خوانی علاقه‌مندید، اگر از همراهی با دیگران در تجربه‌های زیسته‌‌شان لذت می‌برید، و اگر دوست دارید با این همراهی طول و عرض زندگی‌تان را عمق و وسعت ببخشید، مجموعه‌ی «روایت تجربه»ی نشر اطراف جایی در کتابخانه‌ی شما باز خواهد کرد.

شما نیاز به34امتیاز بیشتر دارید تا بتوانید این محصول را به صورت مجانی خریداری کنید.

معرفی کتاب هفته‌ی چهل و چند؛ بیست روایت از مادری در همین روزها
«هفته‌ی چهل و چند؛ بیست روایت از مادری در همین روزها» بیست ناداستان یا روایت درباره مادری، هراس‌ها، دلمشغولی‌ها و شیرین‌ی‌های این دوران، به قلم بیست نویسنده زن ایرانی است. «ناداستان» روایتی است که مبنایی واقعی دارد و هدفش یا بیان تجارب و واقعیات زندگی به منظور افشای حقیقت یا شریک شدن دریافت و ادراکی از زندگی با دیگران است.

مادرهای این مجموعه که زنانی تحصیل‌کرده در مکان های مختلف و در رشته‌های مختلف‌اند، دغدغه‌های مادرانه خود را روایاتی شیرین و خواندنی کرده‌اند که بسیار لطیف و دلنشین است. در این کتاب شما با دغدغه‌ها و تجارب مادرهایی با سبک زندگی‌ و دیدگاه‌های متفاوت آشنا می‌شوید و تصویری دقیق و زنده از تجربه فرزندپروری آنان را می‌بینید. هدف این اثر آموزش شیوه‌های تربیت فرزند یا معرفی کردن الگوی «مادر نمونه» نیست بلکه هر یک از این روایت‌ها بیانگر شخصیت زنی مستقل با هویت انسانی و برداشت‌های ذهنی خاص خود است که سبکی از مادرانگی را در پیش گرفته‌اند. ارتباطی ظریف و عاشقانه میان دو انسان متفاوت که تکرارناپذیر است. ارتباطی که شاید گویای این حقیقت باشد که زنان پیش و بیش از داشتن هر نقش دیگری در زندگی‌شان، مادرند.

بخشی از روایت اول کتاب با نام «دیوار چین قد دلتنگی من است» را می‌خوانید:

آهسته می‌راندم با همهٔ احتیاط‌های تغلیظ شدهٔ مادری برای فرزندش. صد کیلومتر اول را رد کردیم. مادر یک جمله قربان‌صدقهٔ نوه‌اش می‌رفت، گردن لق سوفیا را صاف می‌کرد و یک جمله از خاطرات و بچگی‌های عرفان می‌گفت. با پدر از ایران آمده بود که دو ماه اول بعد از زایمان کمک‌دست عروسش باشد. از وقتی سوفیا آمده بود انگار تازه مادرهای عالم را دیده بودم. دری بسته در همهٔ این سال‌ها به رویم باز شده بود. قبل‌ترها مادرها در چشمم عمارتِ نگرانی‌های بی‌مورد بودند. سرای محبت‌های به چشم نیامده. خانه‌ای معمولی انباشته از ترس‌ها و بکن و نکن‌ها. در که باز شد، داخل که شدم، قلب سرخ خانه‌ها را که دیدم، دلم مدام برای مادرم تنگ می‌شد.

۰/۵ (۰ Reviews)
نوع جلد

قطع

شابک

نوبت چاپ

تعداد صفحات

موضوع

,

نويسنده/نويسندگان

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

.فقط مشتریانی که این محصول را خریداری کرده اند و وارد سیستم شده اند میتوانند برای این محصول دیدگاه(نظر) ارسال کنند.