کتاب حیدر

60,000 تومان

نام کتاب: حیدر
نویسنده: آزاده اسکندری
انتشارات: کتابستان معرفت
قطع: رقعی
شابک: 978-6226837613

تعداد خریداری شده از این کتاب تا کنون: 0

خرید کتاب حیدر
کتاب حیدر

60,000 تومان




کتاب حیدر نوشته آزاده اسکندری که با محوریت شناخت زندگی حضرت علی(علیه السلام) نوشته شده است. این کتاب در ۳۸۰ صفحه توسط انتشارات کتابستان معرفت به چاپ رسیده است.

معرفی کتاب حیدر

این اثر، نوشته آزاده اسکندری در ۶۸ بخش نوشته شده است. در این کتاب به روایت زندگی حضرت علی(علیه السلام) از زبان خودشان پرداخته شده است. و مربوط به ۹ سال وقایع زندگی ایشان از از سال دوم هجری تا سال یازدهم هجری می پردازد.
این اثر را می توان کتابی کامل و جامع پیرامون زندگی حضرت علی (علیه السلام) دانست که نویسنده در نگارش آن از منابع موثق و کاملی استفاده کرده است.

کتاب حیدر تصویری دقیق و شفاف از زندگی حضرت علی(علیه السلام) و زندگی مشترکشان با حضرت فاطمه(سلام الله) جنگ ها و نبردهای آن حضرت و تا شهادت حضرت زهرا(سلام الله) و بعد از آن می پردازد.
تا کنون اطلاعات زیادی در منابع مختلف شیعه و سنی از زندگی حضرت علی(علیه السلام) بیان شده است. اما در نگارش این کتاب بیش از ۱۲۰ منبع موثق و جامع استفاده شده است و نکته جالب توجه آن اینکه راوی خود حضرت علی(علیه السلام) می باشد.

به طور کلی خرید کتاب حیدر را می‌توان خرید یک رمان مستند دانست که با زبانی ساده و نثری روان نوشته شده است. محتوای دلنشین و زبان عامیانه باعث جذابیت بیشتر این کتاب شده است.
داستان حیدر با روایتی خطی و زبان اول شخص مفرد نگاشته شده است. گویا علی ابن ابی طالب علیه السلام در حال نقل مطلب است.

این به شما به عنوان مخاطب یا به‌عنوان کسی که به‌دنبال خرید کتاب حیدر هستید، این احساس را می‌دهد که هم صحبت حضرت امیر شده‌اید، بنابراین لذت مطالعه دوچندان خواهد شد.

گزیده کتاب حیدر

فاطمه هم مثل خودم مهمان دوست بود. اگر شش روز می گذشت و برایمان مهمان نمی آمد، دمق می شدیم. تصمیم داشتیم ام ایمن را مهمان کنیم.
_ زهرا جان! خوب است پیامبر را هم دعوت کنیم.
فاطمه از پیشنهادم استقبال کرد. پیامبر و ام ایمن به خانه مان آمدند. با فاطمه سفره را چیدیدم. فاطمه حریره پخته بود. ام ایمن هم یک کاسه شیر و سرشیر با خودش آورده بود. بشقاب خرما را وسط سفره گذاشتم و همه نشستیم.
بعد از غذا روی دست های پیامبر آب ریختم. ایشان خیسی دست هایشان را به صورت کشیدند.به پشتی تکیه دادند. طوری نگاهمان می کردند، انگار خیلی وقت است ندیدنمان. رو به قبله نشستند و دعا کردند. به سجده رفتند.

در ادامۀ کتاب حیدر می‌خوانید:

_ پیامبر چیزی شده است؟
در طول اتاق قدم زدند. اشک هایشان جاری بود. نگاهشان روی صورتم ثابت ماند.
_ اشک شوق است حبیبم. از اینکه می بینم این قدر خوشبختید، خوشحالم.
جبرئیل هبوط کرد.
_ محمد! خداوند از دل تو آگاه است. پس نعمتش را برتو کامل می کند و آن ها و نسل و دوست داران و شیعیانشان را در بهشت همسایه تو قرار می دهد.(صفحه ۱۲۸)

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی
چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی
چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی
چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی
چی بگم! خوب نه بد نبود آفرین عالی

خرید این محصول را پیشنهاد می کنید ؟

چهار × 3 =